حاجيه خانم علويه كرمانى
68
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
نفر حاج قمى و جمعى اهل هندوستان و غيره يك روز پيش از ما از جدا رفته بودند به سعديه . وقتى كه ما از قرن المنازل برگشتيم ، آنها هم از سعديه آمده بودند . تمام اموال آنها را برده بودند . سه نفر كشته شده بودند ، چند نفر زخمى كرده بودند . خداوند به ماها رحم كرد با صدمهء راه قرن المنازل . باز هم شكر خداوند را به جاى آوردم . » « 1 » [ ورود به مكه و انجام اعمال ] وقتى كه رسيديم چه حالت ، از اين طرف حالت خودم ، از آن طرف سركار خانم بدحال . نشستيم دور هم به گريه كردن . الهى خداوند در غربت ناخوشى نصيب كافر نكند . الهى خداوند به زودى زود شفاى عاجلى كرامت فرمايد . يك لقمه نان خورديم . با اين پاىهاى زخم آبلهدار سر شكسته ، به هرطور بود خونها را شستم ، غسل كردم . مشرف شديم به مسجد الحرام . جاى جميعا خالى . خداوند نصيب و روزى همه بگرداند . طواف كرديم . سعى صفا و مروه را هم كرديم ، آمديم منزل . خانم بىحال افتاده ، بنده هم يك طرف افتادم . تب كردم به شدت . ضعف قلب شدت دارد . سر شكسته ، پاىهاى پر از آبله و زخم ، افتادم تا فردا كه يكشنبه هشتم شهر ذى حجه الحرام است . باز كجاوهء شترى آوردند ، ما سوار شديم . عصرى آمديم در صحراى منى . شب در آنجا بوديم . در مسجد خيف نماز كرديم ، دعا به حال دوستان [ و ] رفيقان كرديم . آمديم سر منزل يعنى توى چادر . جاى همگى خالى . بيابان پر از آدم و شتر ، قريب صد هزار آدم و صد هزار شتر ، چادرها بند به بند زده . مصرىها محمل آيشه [ ! ] را بار كردند ، شامىها محمل حضرت پيغمبر - صلوات اللّه و سلامه عليه - را بار كردند . همه جا جلو حاج بودند تا رسيديم به صحراى منى . همراه هر محمل قريب هزار عسكر شتر سوار [ و ] پياده . امشب تا صبح هزار توپ و تفنگ انداختند . متصل شيپور زدند . صبح نماز كرديم . بار كردند آمديم در عرفات . باز هم بيابان مالامال آفتاب گرم ، كه چه عرض كنم ، در چادر به اعمال
--> ( 1 ) . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .